ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
255
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) گفت : نه ، به خدا سوگند كه در نمىپذيريم ، بايد كه اميرى از ما باشد و اميرى از شما باشد . ابو بكر گفت : ما اميران خواهيم بود و شما وزيران - چرا كه آنان ، يعنى قريش ، از همه عرب از جهت خاندان محترمتر و از حيث حسب والانژادترند . اينك با عمر يا ابو عبيده بيعت كنيد . عمر گفت : ما با تو بيعت مىكنيم كه سرور ما و محبوبتر ما نزد پيامبرمان و بهترين مايى . عمر دست پيش آورد و دست ابو بكر را گرفته با او بيعت كرد و مردم نيز با او بيعت كردند . در اين هنگام كسى گفت : سعد بن عبادة را كشتيد . عمر گفت : خدا او را بكشد . احمد بن حجّاج از عبد اللّه بن مبارك ، از معمر و يونس ، از زهرىّ ، از انس بن مالك نقل مىكند كه * چون پيامبر ( ص ) رحلت فرمود ، عمر ميان مردم به پاى خاست و گفت : همانا نبايد كه بشنوم كسى بگويد محمد مرده است ، محمد نمرده است و خدايش از پى او فرستاده است همچنان كه از پى موسى فرستاد و او چهل شب از قوم خود جدا بود . زهرىّ گويد سعيد بن مسيّب مىگفت * عمر در همين سخنرانى خود گفت : اميدوارم كه رسول خدا ( ص ) خود دست و پاى كسانى را كه مىگويند او مرده است ، ببرّد . همچنين زهرىّ گويد ابو سلمة بن عبد الرحمن بن عوف از قول عايشه همسر پيامبر ( ص ) براى او نقل كرده است كه * ابو بكر از مسكن خود در سنح آمد و بر اسبى نشسته بود و در كنار مسجد پياده شده به درون رفت و با هيچ تنى سخنى نگفت تا به خانهء عايشه داخل شد و كنار پيكر مقدس پيامبر ( ص ) آمد كه آن را در قطيفهيى پيچيده بودند . چهرهء پيامبر ( ص ) را گشود و گريست و خم شد و بر آن بوسه بداد و گفت : پدرم فداى تو باد ، به خدا سوگند كه خداوند هرگز از بهر تو دو مرگ ننهاده است و مرگى كه در سرنوشت تو نوشته بود و در رسيد و آن را پشت سر نهادى . ابو سلمة از قول ابن عبّاس نقل مىكند كه * ابو بكر بيرون آمد ، و عمر با مردم سخن مىراند . پس گفت : بنشين . و عمر خوددارى كرد . ابو بكر بار ديگر عمر را گفت : بنشين . و او همچنان خوددارى كرد . ابو بكر شهادتين بر زبان آورد و مردم عمر را رها كرده ، گرد او جمع شدند . پس ابو بكر گفت : هر كس از شما كه محمد ( ص ) را عبادت مىكرد ، همانا محمد ( ص ) درگذشت و هر كس از شما كه خدا را مىپرستد ، همانا خداوند زنده است و نمرده است و نخواهد مرد و خداوند مىفرمايد « نيست محمد مگر پيامبرى كه پيش از او پيامبران درگذشتند ، اگر بميرد يا كشته شود و شما به حال نخست خود برگرديد و هر آن كس كه بدان حال باز گردد هرگز به خدا زيانى نمىرساند و خداى شكر كنندگان را زود پاداش